الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
341
إحياء علوم الدين ( فارسى )
انبيا وحى فرستاد كه بترس از آن چه كه تو را دشمن گيرم ، پس ساقط شوى از چشم عنايت من و دنيا بر تو ريزم . و عايشه - رضى اللّه عنها - صد هزار درم كه بر او معاويه و ابن عامر و غير ايشان فرستادندى همان روز تفرقه كردى و پيراهن او پيوندى بودى و روزهدار بودى ، و كنيزك او را گفت : اگر به يك درم گوشت [ 256 ] خريدى كه بدان افطار كردى ؟ گفت : اگر ياد دادى بكردمى . و پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - او را وصيت كرده بود و گفته : ان أردت اللحوق بى فعليك بعيش الفقراء و ايّاك و مجالسة الاغنياء و لا تنزعى درعك حتّى ترقّعيه ، اى ، اگر رسيدن خواهى به من زندگانى درويشان را لازم گير ، و بپرهيز از همنشينى توانگران ، و پيراهن خود مكش تا آن را پيوند نزنى . و مردى بر إبراهيم ادهم دههزار درم آورد ، و او آن را قبول نكرد ، آرندهء آن از وى قبول درم مىخواست ، گفت : مىخواهى كه نامم از ديوان درويشان پاك كنى به دههزار درم ؟ قبول نكنم . بيان فضيلت درويشان مخصوص ، از راضيان و قانعان و صادقان ( 1 ) پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : طوبى لمن هدى إلى الإسلام و كان عيشه كفافا و قنع به ، اى ، خنك آن را كه به اسلام راه نموده شد و عيش او كفاف بود و بدان قناعت كرد . و گفت : يا معشر الفقراء أعطوا اللّه الرّضا من قلوبكم تظفروا به ثواب فقركم و الاّ فلا ، اى ، اى گروه درويشان ، از خداى به دلهاى خود خشنود باشيد تا ثواب درويشى خود بيابيد ، و الاّ نيابيد . پس حديث اوّل قانع راست ، و دوم راضى را . و مفهوم اين خبر نزديك است كه مشعر باشد بدان كه حريص را بر درويشى ثواب نبود ، و ليكن عمومها كه در فضل فقر آمده است دليل است بر آن كه او را ثواب است ، چنان كه تحقيق آن بخواهد آمد . پس شايد كه مراد از عدم رضا كراهيت فعل خداى باشد در بازداشتن دنيا از او . و بسى رغبت كنندهاى باشد در مال كه در دل او بر خداى انكارى نباشد و فعل او را كاره نبود . پس اين كراهيت آن است كه ثواب درويشى را باطل كند . و عمر روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : انّ لكلّ شيء مفتاحا و مفتاح الجنّة حبّ المساكين و الفقراء لصبرهم ، هم جلساء اللّه تعالى يوم القيامة ، اى ، هر چيزى را كليدى است و كليد بهشت دوستى درويشان است ، و درويشان صابر روز قيامت نزديكان خداى باشند . و على - رضى اللّه عنه - روايت كرد كه پيغامبر - صلى اللّه عليه و سلم - گفت : احبّ العباد إلى اللّه تعالى الفقير القانع برزقه الرّاضى عن اللّه ، اى ، دوستتر بندگان نزديك خداى درويش خرسند باشد به روزى خود خشنود از خداى . و گفت - صلى اللّه عليه و سلم : اللّهمّ اجعل قوت آل محمّد كفافا ، اى ، بار خداى ، قوت آل محمد بر اندازهء حاجت گردان . و گفت - صلى اللّه عليه و سلم : ما من احد